الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

634

إحياء علوم الدين ( فارسى )

و حق تعالى گفت : إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما . « 4 » پس نيت او را سبب توفيق كرد . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : انّ اللّه لا ينظر إلى صوركم و أموالكم و انّما ينظر إلى قلوبكم و أعمالكم ، اى ، خداى - عز و جل - در صورتها و مالهاى شما نظر نفرمايد ، و لكن در دلهاى شما نظر بفرمايد . و نظر در دل بدان باشد كه مظنّهء نيت است . و گفت : انّ العبد ليعمل اعمالا حسنة فتصعد بها الملائكة في صحف مختمة فتلقى بين يدي اللّه تعالى فيقول القوا هذه الصّحيفة فانّه لم يرد بها وجهى ثمّ ينادى الملائكة اكتبوا له كذا و اكتبوا له كذا فيقولون يا ربّنا انّه لم يعمل شيئا من ذلك فيقول انّه نواه ، اى ، بدرستى كه بنده عملهاى نيك كند ، پس فريشتگان آن را در نامه‌هاى مهر كرده بالا برند و به حضرت خداى برسانند ، پس فرمايد كه اين نامه بيندازيد كه او بدان رضاى من نخواسته است ، پس فريشتگان را ندا فرمايد كه براى او چنين بنويسيد ، براى او چنين بنويسيد ، گويند اى پروردگار ، او چيزى از آن نكرده است ، فرمايد [ 475 ] كه نيت آن كرد . و گفت - عليه السلام : النّاس أربعة : رجل آتاه اللّه عزّ و جلّ علما و مالا فهو يعمل بعلمه في ماله فيقول رجل لو آتاني اللّه عزّ و جلّ مثل ما آتاه لعملت كما يعمل فهما في الاجر سواء ، و رجل آتاه اللّه تعالى مالا و لم يؤته علما ، فهو يتخبّط بجهله في ماله ، فيقول رجل لو آتاني اللّه تعالى مثل ما آتاه اللّه لعملت كما يعمل ، فهما في الوزر سواء ، اى ، مردمان چهار قسم‌اند : مردى كه خداى - عز و جل - او را علمى و مالى داده است پس او به علم در مال خود كار كند ، پس مردى گويد اگر خداى - عز و جل - مرا آن دهد كه او را داده است هر آينه همچنان كردمى كه او مىكند ، پس ايشان در مزد برابر باشند ، و مردى كه خداى - عز و جل - او را مالى دهد و علمى ندهد پس او به جهل در مال خود پريشان روى كند ، پس مردى گويد اگر خداى - عز و جل - مرا آن دهد كه او را داده است چنان عمل كنم كه او مىكند ، پس ايشان در بزه برابر باشند . نبينى كه چگونه در مساوى « 5 » و محاسن اعمال به نيت شريك گردانيد . و همچنين است در حديث انس بن مالك - رضى اللّه عنه - چون پيغامبر - عليه السلام - در غزو تبوك بيرون آمد ، گفت : انّ في المدينة أقواما ما قطعنا واديا و لا وطئنا موطئا يغيظ الكفّار و لا أنفقنا نفقة و لا اصابتنا مخمصة الاّ شركونا في ذلك و هم بالمدينة ، اى ، در مدينه گروهىاند كه ما هيچ وادى قطع نكرديم و زمينى نسپرديم كه كافران را به خشم آرد ، و خرجى نكرديم و گرسنگيى به ما نرسيد كه نه ايشان در آن با ما شريك شدند با آن چه در مدينه بودند . گفتند : يا رسول اللّه ، آن چگونه بود و ايشان با ما نبودند ؟ گفت : حبسهم العذر فشركونا بحسن النّية ، اى ، عذر ايشان را باز داشت ، پس شريك ما شدند به حسن نيت . و در حديث ابن مسعود - رضى اللّه عنه - آمده است كه هر كه هجرت كند براى طلب چيزى ، هجرت او براى آن باشد . پس مردى هجرت گزيد و زنى به زنى كرد ، او را « مهاجر ام قيس »

--> ( 4 ) نساء 4 - 35 . ( 5 ) مَساوى ، بديها ، عيبها .